سيد جواد هاشمی را از سالهای پيش از دوران كودكی می شناختم.
ذوق و علاقه ی خاصی در او موج می زد. دروغ نيست اگر بگويم از هر پنجه ی او هنری می بارد! كارنامه ی فعالیت های هنری او گواه مدعای ذكر شده است.
سالهای بسيار دور، از آموزش و پرورش كار هنری خود را آغاز كرد. در جمع دانش آموزان برای دانش آموزان و بعضا اولياء شان كارهايی را شكل می داد.
در زمان جنگ تحميلی سرپرستی سيزده گروه تبليغی مركب از گروه های سرود، تئاتر، خطاطی ، نقاشی و ... را بر عهده داشت. در دو دوره از اين اعزامها با او همراه بودم. در گردنه نقده ، ذكر آيت الكرسی از دهانش نمی افتاد. مدام زمزمه می كرد و با لبخندش ديگران و گروه های دانش آموز را دلداری می داد و ...
اينك او بر پرده هنر هم می درخشد. دلبستگی اش به دوران جنگ و دفاع مقدس او را در حيطه هنر هم به اين سو سوق داد.

آنچه می خوانی حاصل نشستی است دوستانه و ديرهنگام:
من شما را می شناسم، برای خوانندگان خوودتان را معرفی كنيد؟
سال 44 در تهران به دنيا آمدم. تحصيلاتم را در مقطع كارشناسی، گرايش كارگردانی تئاتر در دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران به اتمام رساند.
به طور جدی فعاليت هنری ام را در سال 58 با بازی در نمايش «حج ابراهيم ، حج عاشورا» كار كمال الدين نمراب شروع كردم. اولين فيلمی كه در آن بازی كردم « پرواز در شب» كار «رسول ملاقلی پور» بود.
در خصوص شعر و موسيقی كودك و نوجوان، قصه نويسی، نمايشنامه نويسی هم كار كرده ام و اخيرا ساخت موسيقی سريال «به سوی خورشيد» كار « جعفر سيمايی» بر عهده ام بوده و كتابهای قصه پرواز، صبح پرماجرا و باران را برای كودكان و نوجوانان به چاپ رسانده ام. در حال حاضر در فيلم سينمايی « ياسهای وحشی» كار « محسن محسنی نسب» را بر عهده دارم و فيلمنامه ای با نام «كوسه های خليج» (پايگاه سری) كه احتمالا با كارگردانی «غلامرضا رمضانی» ساخته خواهد شد، آماده كار دارم و ...

متن فوق بخشی از مصاحبه روزنامه رسالت به تاریخ سه شنبه 2 بهمن 1375 با سید جواد هاشمی است.